《changes》part 1
Advertisement
صورتش رو به خاطر صدای بلند تهیونگ جمع کرد و دستش رو روی گوشاش گذاشت . بعد چند لحظه تهیونگ حرفی نزد و جونگکوک بالاخره بهش جواب داد
- تهیونگ چه ربطی داره . جو نده الکی !
+ میگی ربطی نداره ؟ دلیل این تغییر یهویی چیه ؟
- من اینطوری خودم رو دوست دارم
+ چی میگی جونگکوک ؟ من عشق خودم رو میخوام این چیه ساختی از خودت ؟
- تهیونگ خواهش میکنم ، چی داری میگی ؟ من هنوز همونم . فقط تتو و پیرسینگ دارم همین !
+ اولش یه تتو کوچیک بود . اما الان تو این نیستی ! کوکی من رو برگردون بهم
کوک با چشمای گرد به این تغییر رفتار یهویی تهیونگ نگاه میکرد . اول که مشکلی نداشت چی شده بود یهو ؟ جلو رفت و دستای تهیونگ رو گرفت و چشمای اشکیشو بهش دوخت
- تهیونگ من کوکیتم هیچی از من کم نشده شخصیتم تغییر نکرده ته خواهش میکنم اینطوری نکن
+ کس دیگه ای ببینتت هم همین فکر رو میکنه ؟
- این مهمه تهیونگ این مهمه ؟
+ اره مهمه ! همه در موردمون حرف میزنن میگن کیم تهیونگ با یه قلدر قرار میزاره و متاسفم جونگکوک ولی من نمیتونم اینو تحمل کنم . بهتره دیگه نزدیکم نیای
دستش رو از دست جونگکوک بیرون کشید . در رو باز کرد و به محض اینکه پاشو از خونه بیرون گذاشت اخماشو باز کرد و با چشمی شده به روبروش خیره شد. کوک به خودش اومد و سریع دنبالش رفت محکم از پشت بغلش کرد و نگهش داشت
- خواهش میکنم خواهش میکنم نرو تهیونگ ، حرف بقیه اهمیت نداره که ته هوم ؟
تهیونگ اخم هاشو دوباره تو هم کشید
+ اهمیت داره ! جونگکوک ما تازه کام اوت کردیم و تو گند زدی به همه چی .... حالا هم ولم کن
- نه التماست میکنم نرو ته خواهش می...
+ جونگکوک !
با صدای فریاد تهیونگ حرفش قطع شد
+ گفتم....ولم کن
یکدفعه جونگکوک با صدای بلند زد زیر گریه . بی توجه به همه چیز روی زمین نشست و تو خودش جمع شد . همینطور هق هق میکرد و چیزایی رو زمزمه میکرد
تهیونگ با تعجب بهش خیره شد
+ جونگکوک چیکار میکنی ... گریه نکن .... پاشو
- نه .. نه ته نرو لطفا ، پاک میکنم ، میشه پاکشون کرد . پاک میکنم فقط خواهش میکنم نرو
_____________________________________________
👋👋👋
خب ... نمیدونم واقعا میشه تتو رو پاک کرد یا نه اما خب این فقط یه فیکه فرض کنید میشه پاک کرد
و امیدوارم خوشتون بیاد و حمایت کنید ❤💥
Advertisement
- In Serial76 Chapters
Fifth Dimension
When a man from the past is reborn in the far future, what is he to do? His prided sword skill meaning nothing in this new life, he turns to a place where they matter - VR gaming. He lives his life in game, but when a game isn't all that it appears, how will his life change?
8 113 - In Serial26 Chapters
I Am A Hero: In A Silent Way
A utopia endangered. A follow-up to Sheer Heart Attack. Now united, the group of heroes takes a train to travel to their destination in peace. But alas, it is not meant to be. Danger is inevitable, but it is not just contained in this new world of Eden.
8 126 - In Serial7 Chapters
Bella's Half Sister (A Jasper Hale DDLG Love Story)
When Allyssa goes to live with her older Half Sister who just moved to Alaska she meets Jasper. Follow Allyssa on her journey, through all the ups and downs.(Set after breaking dawn part two)
8 147 - In Serial35 Chapters
3rd Generation OS Book
Different os,ts, fs on Kaira, Kairav and Akshara
8 161 - In Serial12 Chapters
My Prison Penpal
Apparently talking to prisoners is a tradition in the Caldwell house.
8 133 - In Serial9 Chapters
skz smut and reactions
just some smuts and reactions for you to read they arent done yet so come backkkkk
8 147

